كيفيت خطابه و جزييات خطبه غدير

اجتماع مردم در غدير (1)
همينكه به منطقه «كراع الغميم» كه «غدير خم» در آن واقع شده رسيدند، حضرت مسير حركت خود را به طرف راست جاده و به سمت غدير تغيير دادند و فرمودند:
ايها الناس، اجيبوا داعي الله، انا رسول الله.
اي مردم دعوت كننده خدا را اجابت كنيد كه من پيام آور خدايم.
و اين كنايه از آن بود كه هنگام ابلاغ پيام مهمي فرا رسيده است.

سپس فرمان دادند تا منادي ندا كند: «همه مردم متوقف شوند و آنانكه پيش رفته اند بازگردند و آنانكه پشت سر هستند توقف كنند» تا آهسته آهسته همه جمعيت در محل از پيش تعيين شده جمع گردند. و نيز دستور دادند: كسي زير درختان كهنسالي كه در آنجا بود نرود و آن موضع خالي بماند.
پس از اين دستور همه مركبها متوقف شدند، و كساني كه پيشتر رفته بودند بازگشتند و همه مردم در منطقه غدير پياده شدند و هريك براي خود جايي پيدا كردند، و كم كم آرام گرفتند.
شدت گرما در اثر حرارت آفتاب و داغي زمين سوزنده و بحدي ناراحت كننده بود كه مردم و حتي خود حضرت گوشه اي از لباس خود را به سر انداخته و گوشه اي از آن را زير پاي خود قرار داده بودند، و عده اي از شدت گرما عباي خود را به پايشان پيچيده بودند.
از سوي ديگر پيامبر صلي الله عليه و آله مقداد و سلمان و ابوذر و عمار را فراخواندند و به آنان دستور دادند تا به محل درختان كهنسال بروند و آنجا را آماده كنند. آنها خارهاي زير درختان را كندند و سنگهاي ناهموار را جمع كردند و زير درختان را جارو كردند و آب پاشيدند. در فاصله بين دو درخت روي شاخه ها پارچه اي انداختند تا سايباني از آفتاب باشد، و آن محل براي برنامه سه روزه اي كه حضرت در نظر داشتند كاملا مساعد شود.
سپس در زير سايبان، سنگها را روي هم چيدند و از رواندازهاي شتران و ساير مركبها هم كمك گرفتند و منبري به بلندي قامت حضرت ساختند و روي آن پارچه اي انداختند، و آنرا طوري برپا كردند كه نسبت به دو طرف جمعيت در وسط قرار بگيرد و پيامبر صلي الله عليه و آله هنگام سخنراني مشرف بر مردم باشد تا صداي حضرت به همه برسد و همه او را ببينند.
البته ربيعه بن اميه بن خلف كلام حضرت را براي مردم تكرار مي كرد تا افرادي كه دورتر قرار داشتند مطالب را بهتر بشنوند.

پيامبر و اميرالمومنين عليهماالسلام بر فراز منبر(2)
انتظار مردم به پايان رسيد. ابتدا منادي حضرت نداي نماز جماعت داد، و سپس نماز ظهر را به جماعت خواندند.
بعد از آن مردم ناظر بودند كه پيامبر صلي الله عليه و آله بر فراز آن منبر ايستادند و امير المومنين عليه السلام را فراخواندند و به او دستور دادند بالاي منبر بيايد و در سمت راستش بايستد. قبل از شروع خطبه، اميرالمومنين عليه السلام يك پله پايين تر بر فراز منبر در طرف راست حضرت ايستاده بودند.
سپس آنحضرت نگاهي به راست و چپ جمعيت نمودند و منتظر شدند تا مردم كاملا جمع شوند. پس از آماده شدن مردم، پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله سخنراني تاريخي و آخرين خطابه رسمي خود را براي جهانيان آغاز كردند.
با در نظر گرفتن اين شكل خاص از منبر و سخنراني، كه دو نفر بر فراز منبر در حالت قيام ديده شوند، به استقبال سخنان حضرت خواهيم رفت كه در بخش ششم و هفتم ذكر مي شود.

دو اقدام عملي بر فراز منبر
در اثناء خطبه، پيامبر صلي الله عليه و آله دو اقدام عملي بر فراز منبر انجام دادند كه بسيار جالب توجه بود:

1. علي بن ابي طالب عليه السلام بر فراز دست پيامبر صلي الله عليه و آله (3)
پيامبر صلي الله عليه و آله پس از مقدمه چيني و ذكر مقام خلافت و ولايت اميرالمومنين عليه السلام، براي آنكه تا آخر روزگار راه هرگونه شك و شبهه بسته باشد و هر تلاشي در اين راه در نطفه خنثي شود، ابتدا مطلب را بطور لساني اشاره كردند، و سپس بصورت عملي براي مردم بيان كردند. بدين ترتيب كه ابتدا فرمودند:
«باطن قرآن و تفسير آنرا براي شما بيان نمي كند مگر اين كسي كه من دست او را مي گيرم و او را بلند مي كنم و بازويش را گرفته او را بالا مي برم.»
بعد از آن حضرت گفته خود را عملي كردند، و بازوي علي بن ابي طالب عليه السلام را گرفتند. در اين هنگام اميرالمومنين دست خود را به سمت صورت حضرت باز كردند تا آنكه دستهاي هردوشان بسوي آسمان قرار گرفت. سپس پيامبر صلي الله عليه و آله اميرالمومنين عليه السلام را از جا بلند كردند تا حدي كه پاهاي آن حضرت محاذي زانوهاي پيامبر صلي الله عليه و آله قرار گرفت و مردم سفيدي زير بغل آن دو را ديدند، كه تا آنروز ديده نشده بود. در اين حال فرمودند:
« هركس من مولي و صاحب اختيار اويم اين علي مولي و صاحب اختيار اوست.»

2.بيعت با قلبها و زبانها (4)
اقدام ديگر حضرت آن بود كه چون بيعت گرفتن از فرد فرد آن جمعيت انبوه، از طرفي غير ممكن بود و از سوي ديگر امكان داشت افراد به بهانه هاي مختلف از بيعت شانه خالي كنند و حضور نيابند، و در نتيجه نتوان التزام عملي و گواهي قانوني از آنان گرفت، لذا حضرت در اواخر سخنانشان فرمودند: اي مردم، چون با يك كف دست و با اين وقت كم و با اين سيل جمعيت، امكان بيعت براي همه وجود ندارد، پس شما همگي اين سخني را كه من مي گويم تكرار كنيد و بگوييد:
«ما فرمان تو را كه از جانب خداوند درباره علي بن ابي طالب و امامان از فرزندانش بما رساندي اطاعت مي كنيم و به آن راضي هستيم، و با قلب و جان و زبان و دستمان با تو بر اين مدعا بيعت مي كنيم... عهد و پيمان در اين باره براي ايشان از ما، از قلبها و جانها و ضماير و دستانمان گرفته شد. هركس به دستش توانست وگرنه با زبانش بدان اقرار كرده است.»
پيداست كه حضرت، عين كلامي را كه مي بايست مردم تكرار كنند به آنان القا فرمودند و عبارات آن را مشخص كردند تا هركس بشكل خاصي براي خود اقرار نكند، بلكه همه به آنچه حضرت از آنان مي خواهد التزام دهند و بر سر آن بيعت نمايند.
وقتي كلام پيامبر صلي الله عليه و آله پايان يافت همه مردم سخن او را تكرار كردند و بدينوسيله بيعت عمومي گرفته شد.


_________________________________________

پي نوشت:
1. (بحارالانوار: ج 21 ص 387، و ج 37 ص 173و203و204، عوالم: ج 15/3 ص 50 و 60 و 75 و 79 و 80و 301، الغدير: ج 1 ص 10و 22)
2. (بحارالانوار: ج 21 ص 387، ج 37 ص 209، عوالم: ج 15/3 ص 44 و 97و 301)
3. (بحارالانوار: ج 37 ص 111و209)
4. (بحاراالانوار: ج 37 ص 215 و 219)
http://ghadirekhom.com/modules/smartsection/item.php?itemid=15