آيت الله ملاعبدالله فاضل توني

ملا عبدالله توني معروف به فاضل توني، از علماء، فقهاء و زاهدان و پارسايان قرن يازدهم هجري قمري در منطقه بشرويه از توابع تون يا فردوس، واقع در خراسان جنوبي ديده به جهان گشود. تاريخ دقيق ولادت فاضل توني به خوبي مشخص نيست.

مقام علمي

آيت الله ملاعبدالله فاضل توني ابتدا همراه برادرش ملا احمد توني كه او نيز از عالمان بزرگ و زاهدان زمان خود بود در مدرسه ملا عبداللَّه تستري در اصفهان به تحصيل اشتغال ورزيد و از محضر بزرگاني همچون آيت الله محمد بن حيدر طباطبايي معروف به ميرزا رفيعا كسب فيض نمود.

فاضل توني در طول اقامت خويش در اصفهان با تدريس در مدرسه ملا عبداللَّه همواره مشتاقان فقه، اصول، كلام و حديث را از محضر خود سيراب مي‏كرد، از جمله شاگردان برجسته‏ او مي‏توان به علامه خاتون‏آبادي اشاره كرد.

درباره تاليفات مرحوم فاضل توني بايد متذكر شد كه ايشان آثار زيادي داشته‏اند ولي به عللي فقط دو كتاب ايشان يعني كتاب وافيه و رساله در نماز جمعه، از ايشان به جاي مانده است و چاپ شده، و شايد به همين خاطر است كه اين فقيه بزرگوار و زاهد كمتر مورد توجه و شناخته شده است. كه در اينجا به برخي از كتب ايشان اشاره خواهيم داشت: الوافيه‏، شرح الارشاد در فقه، رساله‏اي در اصول فقه،. رساله‏اي در نماز جمعه،. حاشيه بر معالم الاصول، تعليقاتي بر مدارك الاحكام، حاشيه‏اي بر ارشاد علامه، فهرست بر تهذيب الاحكام شيخ طوسي و كتب ديگر.

فاضل توني از نگاه ديگران

شيخ حر عاملي در كتاب امل الامل درباره مرحوم توني مي‏نويسد: "عالم، فاضل، ماهر، فقيه، صالح، زاهد، عابد معاصرٌ له كتاب شرح الارشاد في الفقه و رسالة في الاصول و رسالة في الجمعة و غيرذلك."

ميرزا عبداللَّه افندي، درباره ايشان مي‏گويد:"اين بزرگوار طبق آنچه كه ما شنيده‏ايم از پرهيزگارترين مردم زمانش بود و متقي‏ترين آنها؛ بلكه تالي تلو مولي احمد اردبيلي وي ابتدا مدتي در اصفهان در مدرسه‏اي مشهور به مدرسه ملاّ عبداللَّه تستري بود؛ سپس به مشهدالرضا سفر كرد و مدتي در آنجا سكني گزيد، سپس به عراق رفت تا ايمه مدفون در آنجارا زيارت كند. در بين راه به درخواست عالم جليل القدر مولا خليل قزويني ايامي را در قزوين متوطن گرديد."

ميرزا محمد تنكابني آورده است:"آخوند ملاّ عبداللَّه اخباري مسلك بوده و در اواخر زمان شيخ بهايي و ميرداماد مي‏زيسته و از تأليفات او وافية الاصول است."

محمد حسن خان صنيع الدولة مي‏نويسد:"وي عالمي فاضل و فقيهي صالح و زاهدي عابد بود كتاب‏ وارث علاّمه را شرح نموده و رساله‏اي در اصول و رساله‏اي ديگر در جمعه ساخته و با شيخ حرّ عاملي معاصر بوده است.."

مرحوم مدرس تبريزي نيز مي‏گويد:"ملاّ عبداللَّه بن محمد توني بشروي معروف به فاضل توني فقيه عالم جليل فاضل صالح عابد زاهد اتقي و اورع اهل زمان خود و تالي‏تلو مقدس اردبيلي بود."

تيزبيني فاضل

مرحوم فاضل توني بعد از مدتي كه در اصفهان ساكن بود برآن شد كه مدرسه علميه‏‏اي تاسيس كرده و طلاب و فضلاء را در آنجا گرد آورد، اما متاسفانه مردم اقبالي به كسب علم و فقه و حديث نكردند، لذا تصميم گرفت كه برنامه‏اي بچيند تا مردم به اهميت و ارزش علم و دانش آگاه شوند.

روزي شاه عباس كه از سلاطين صفويه بود و به ترويج دين حضرت ختمي مرتبت(ص) اهتمام مي‏ورزيد به ديدن فاضل توني در اصفهان آمد و مشاهده كرد كه مدرسه‏ مرحوم توني خالي از جماعت طلاّب است. سلطان مدرسه را نظاره كرد و از ملاّ عبداللَّه سؤال كرد كه چرا مدرسه شما خاليست!؟ ملاّ عبداللَّه در جواب گفت كه جواب اين سؤال را بعد از زماني به شما عرضه خواهم داشت.

بعد از مدتي آخوند ملا عبداللَّه فاضل توني به بازديد شاه عباس صفوي رفت، پس از گفت و گوهايي و تعارفات، پادشاه صفوي به ملاّ عبداللَّه گفت كه چيزي از من خواهش كن! آخوند گفت: من مطلبي ندارم. سلطان در اين باب اصرار كرد! آخوند گفت اكنون كه شما اصرار داريد، مرا يك حاجت است و آن اين است كه كه من سوار شوم و شما در پيش روي من پياده در ميدان شاه حركت كنيد! سلطان گفت كه: سبب اين كار چيست؟ فاضل توني در جواب گفت: جواب آن را بعد از مدتي خواهيد فهميد.. از آن جايي كه سلاطين صفويه در احترام علماي اعلام هميشه كوشا بودند، اين كار را قبول كرد و آخوند ملاّ عبداللَّه سوار شد و شاه عباس در پيش روي او پياده آمد و قدري راه رفتند و همه اهل شهر ديدند. سپس مرحوم فاضل توني خداحافظي كرد و به مدرسه بازگشت.

بعد از چند وقتي سلطان صفوي بار ديگر به ديدن آخوند ملاّ عبداللَّه توني آمد و مشاهده كرد مدرسه آخوند مملو از جماعت طلاّب و علاقه‏مندان به كسب علم است. پس از آخوند توني سوال كرد كه قبلاً مدرسه شما از طلاب خالي بود، اكنون مدرسه مملو از طلبه گرديده!؟ مرحوم توني گفت: علت اين امر مربوط مي‏شود به آن روز كه از شما خواهش كردم كه شما پياده و من سواره بين مردم برويم.

مردم در ابتدا فضيلت علم و عالم را نمي‏دانستند و در مدرسه علميه من كسي جمع نمي‏شد و در آن زمان كه من سوار بر اسب شدم و شما پياده در جلو راه رفتيد مردم دانستند كه بحسب دنيا علم آن قدر و مقدار را داراست كه پادشاه صفوي پياده در پيش روي عالم راه مي‏رود، و به خاطر عزت دنيا و طلب جاه و جلال مال دنيا هم كه شده، در مدرسه جمع شده و مشغول تحصيل مي‏باشند. البته وقتي بعضي از مراتب علم را طي نمايند، نيت ايشان خالص خواهد شد و نيت قربتي كه مقصود اصلي در علم و جميع عبادات است حاصل خواهد گرديد. همانطور كه در روايات آمده است:"علم را بياموزيد گرچه براي غير خدا باشد، زيرا علم شما را به طرف خدا مي‏كشاند."

وفات

سرانجام مرحوم آيت الله فاضل توني اين عالم عامل در شانزدهم ربيع الاول سال 1071 هجري قمري در راه سفر به عتبات عاليات بر اثر بيماري در كرمانشاه از دنيا رفت و در همانجا به خاك سپرده شد.

منابع

ترجمه روضات الجنات، محمدباقر ساعدي، تهران، كتاب‏فروشي اسلاميه.

قصص العلماء، محمد تنكابني، تهران، كتابفروشي علميه.

ريحانةالادب، محمدعلي مدرس، تهران، چاپخانه شفق.

رياض العلماء، عبدالله افندي، مشهد، آستان قدس

نويسنده: سيد محمد ناظم زاده قمي

سايت ابنا