آشنايي با فرزانگان: شيخ عباس قمي

شيخ عباس قمي در دوراني كه معنويت و حقيقت دين مورد هجوم بود به تدوين، تنظيم و ارايه كتاب دعايي با نام"مفاتيح‌الجنان"شامل يكدوره اعمال واجب و مستحب در طول سال، همت گماشت. پس از رسالات سيد بن طاوس و.. علامه مجلسي، كاري بدين عظمت و كامل در عالم شيعه نبود. شيخ عباس قمي در دوراني كه معنويت و حقيقت دين مورد هجوم بود به تدوين، تنظيم و ارايه كتاب دعايي با نام"مفاتيح‌الجنان"شامل يكدوره اعمال واجب و مستحب در طول سال، همت گماشت. پس از رسالات سيد بن طاوس و.. علامه مجلسي، كاري بدين عظمت و كامل در عالم شيعه نبود.

حاج شيخ عباس قمي از علما، مورخان و محدثان عصر حاضر محسوب مي‌شود. او در قم متولد شد و تحصيلات ابتدايي را در آن شهر فرا گرفت. سپس در1316ق. به نجف رفت و از محضر درس حاج ميرزا حسين نوري محدث بهره فراوان برد. در 1320 ق. پس از وفات استاد خود به قم بازگشت. آنگاه از قم به مشهد رفت و از آنجا مجدداً رهسپار نجف شد او سرانجام در 23 ذي‌الحجه سال 1359ق. درگذشت و در جوار حاج ميرزا حسين نوري استاد خود دفن شد.

تهاجم فرهنگي غرب عليه اسلام؛ فعال شدن تشكيلات ماسوني؛ پديدآمدن مذاهب ساختگي استعماري در ايران، عربستان، عراق، پاكستان؛ پيدايش احزاب و جمعيت‌هاي مختلف با ايديولوژي‌‌هاي الحادي، غربي؛ نغمه‌هاي باستان‌گرايي از سوي شرق شناسان و ايران شناسان با طرح ايران منهاي اسلام، نشر مطبوعات رنگارنگ با اهداف انحرافي شان؛ تأسيس مدارس جديد و تعطيل اجباري مدارس قديم وحوزه‌هاي علميه، نشر و ترجمه كتاب‌هاي غربي خاصه در تاريخ؛ چاپ نوشته‌هاي ضد اسلام و تشيع و دهها مورد ديگر. همه اين موارد دين ستيزي، اسلام زدايي و محو معنويت تشيع اشتراك نظر داشتند. آن چه در اين سرزمين مي‌بايست كوبيده مي‌شد"معارف الهي"بود. حتي با تأسيس فرق دراويش مختلف، به از ميان بردن"تعهد"و"تعصب"ديني همت گماشتند.
در اين هنگامه در حوزه‌ي علميه‌ي قم، يك روحاني محقق، محدث، مورخ، اديب و ژرف‌انديش برخاست تا از حريم و حرم اسلام و تشيع دفاع كند. او زندگي‌اش را وقف اسلام كرد؛ تا آن جا كه روزانه افزون از 17 ساعت مطالعه مي‌كرد و مي‌نوشت وي حماسه‌اي در عرصه‌ي احياي انديشة شيعي آفريد. وي با رجوع به منابع و مأخذ معتبر اسلامي كه در صلاحيت و توانمندي علمي و عملي او بود، به تدوين تاريخ اسلام با نام"منتهي‌الآمال"همت گماشت كه يك دوره تاريخ تحليلي و مستند است. ديگر كتاب ارزنده وي"پيرامون نهضت امام حسين (ع) و وقايع كربلا"نام دارد.
شيخ عباس قمي در دوراني كه معنويت و حقيقت دين مورد هجوم بود به تدوين، تنظيم و ارايه كتاب دعايي با نام"مفاتيح‌الجنان"شامل يكدوره اعمال واجب و مستحب در طول سال، همت گماشت. پس از رسالات سيد بن طاوس و.. علامه مجلسي، كاري بدين عظمت و كامل در عالم شيعه نبود. اين كتاب در تمام خانه‌ها و اماكن مقدسه به عنوان رساله‌اي در باب"سير و سلوك"علمي و عملي براي مشتاقان عرفان عملي در آمد كه هر روز بر اهميت و ضرورت آن افزوده مي‌شود.

شيخ عباس قمي 8 جلد كتاب با عنوان"مستدرك‌ بحارالانوار"براي متخصصان حديث تدوين كرد كه در حوزه‌هاي علميه دستمايه‌اي براي عالمان ديني است.
از ديگر آثار شيخ عباس قمي مي‌توان به تخليص"معراج‌السعاده"اثر ملا احمد نراقي، تدوين يكصد كلام از سخنان امام علي (ع)، نگارش"منازل الآخرت"به عنوان توشه‌ي راهيان ابديت و شناخت منازل موت، قبر، سيوال و جواب و عالم برزخ، اشاره كرد.

آنچه در اعمال شيخ مهم است اين است كه وي بدون آن كه وارد جدال مكتبي، درگيري و يا رويارويي با مهاجمان و معاندان ديني شود، با تبيين و تدوين معارف اسلامي، سدي، محكم در برابر سيل بنيان كن بي‌ديني در ذيل عناوين مختلف شد. شايد بتوان سه مشخصه براي شيخ عباس قمي بر شمرد:
1ـ عارف و اهل معرفت؛
2ـ زاهد و بدور از مقام، شهرت و ثروت؛
3ـ عالم و عامل، محقق و پژوهشگر و در نهايت مترجم و مؤلف

درباره مرحوم شيخ عباس قمي تاكنون كتاب و رسالات متعددي منتشر شده است. آن چه امروز نياز زمان و جامعه‌ي ماست، شناخت شخصيت‌هاي برجسته تاريخ معاصر، با توجه به بعد زمان و مكان و عملكرد آنان در ظرف زمان خود است. براي شناخت بهتر شيخ بايد دوران زندگي، تحولات اجتماعي، دگرگوني‌هاي سياسي، حركت‌هاي فرهنگي دوران را شناخت. در بررسي زمانه‌ زندگي شيخ بين نهضت تنباكو به رهبري مرحوم ميرزاي شيرازي تا نهضت علماي خراسان به رهبري آيت الله سيد حسين قمي عليه استبداد پهلوي و دين ستيزي رضاخان به موراد ذيل برخورد مي‌كنيم.

بهره‏گيري از محضر حاج ميرزا حسين نوري
مرحوم حاج شيخ عباس قمي پس از ورود به حوزه علميه نجف، در حلقه اساتيد و بزرگان آن دوره شركت جست. اما علاقه وي به علم حديث باعث شد كه به محدث عالي مقام و علامه بزرگوار محضر پر فيض آن عالم رباني را برگزيند.

شيخ عباس قمي، معروف به محدث قمي، تحت تأثير ملكات فاضله و صفات برجسته و علم سرشار استادش حاجي نوري، و نيز شايستگي ذاتي و آمادگي بالاي خود، به مقامات چشمگيري از علم و عمل رسيد. شيخ به مدت چهار سال از محضر اين استاد عالي قدر بهره گرفت.

بيان شيوا و نافذ شيخ
مرحوم حاج شيخ عباس قمي با آن اخلاص و صفاي باطن، بياني شيوا و نافذ داشت؛ به طوري كه اثر صحبت‏هاي ايشان در رفتار و كردار شنوندگان كاملاً مشهود بود. يكي از اساتيد دانشگاه در زمينه تأثير كلام حاج شيخ مي‏نويسد:"مرحوم حاج شيخ عباس قمي، بي‏مبالغه، خود چنان بود كه براي ديگران مي‏خواست و چنان عمل مي‏كرد كه به ديگران تعليم مي‏داد سخنان و مواعظ او چون از دل خارج مي‏شد و با عمل توأم بود، لاجرم بر دل مي‏نشست و شنونده را به عمل وا مي‏داشت. هر كس او را با آن حال صفا و خلوص مي‏ديد، عالم بود يا جاهل، عارف بود يا عامي، بازاري بود يا اداري، فقير بود يا غني، وقتي سخنان سر تا پا حقيقت را از او مي‏شنيد، بي‏اختيار انقلابي در حال وي پديد آمد و تحت تأثير بيانات صادقانه و نصايح مشفقانه او واقع مي‏شد و به فكر اصلاح حال خويش مي‏افتاد."

رفتار علوي
در اواخر عمر شريف حاج شيخ عباس قمي، شخصي از همدان، در نجف اشرف، به حضور وي مشرف شد و پس از بهره گرفتن از وجود حاج شيخ عباس و نصايح او، در هنگام رفتن، مبلغي را به ايشان تقديم نمود، ولي حاج شيخ عباس قمي علي رغم اصرار زياد، پول را نپذيرفت. پس از رفتن آن شخص، فرزند حاج شيخ عباس قمي گفت:"پدر! چرا نپذيرفتي"؟ و جواب شنيد:"گردنم نازك و بدنم ضعيف است، طاقت جواب خدا را در قيامت ندارم". سپس سخنان اميرالمؤمنان علي عليه‏السلام در شب نوزدهم رمضان را بيان نمود كه آن حضرت خطاب به دخترش ام‏كلثوم فرمود:"دخترم! براي من در يك طبق دو خورش حاضر كردي؟... دخترم! هر كس خوراك و پوشاك او در دنيا نيكوتر باشد، معطل شدن او در روز قيامت نزد خدا بيشتر خواهد بود. دخترم! در حلال دنيا حساب است و در حرام آن عذاب."سپس حاج شيخ عباس قمي سخت گريست و اهل خانه را موعظه كرد.

همكاري در تأسيس حوزه علميه قم
مرحوم حاج شيخ عبدالكريم حايري وقتي كه حوزه علميه قم را تأسيس نمود و به آن رونق بخشيد. براي پربار نمودن بنيه علمي و فكري طلاب، از علما و بزرگان ديني دعوت به همكاري نمود. يكي از كساني كه بيش از همه به وجود او نياز داشت و به عنوان بازوي توانمند او محسوب مي‏شد، حاج شيخ عباس قمي بود. شيخ آقا بزرگ تهراني در اين باره مي‏فرمايد:"هنگامي كه حاج شيخ عبدالكريم حايري، مؤسس حوزه علميه، وارد قم شد و علماي قم از ايشان در خواست كردند در آن شهر اقامت كند و سروساماني به حوزه و آن مركز ديني بدهد. حاج شيخ عباس يكي از معاونان و ياوران او بود. با اينكه آن موقع در مشهد زندگي مي‏كرد، سهم زيادي در اين كار داشت و يكي از بزرگترين مروجان حاج شيخ عبدالكريم به شمار مي‏رفت و با دست و زبان او را تأييد مي‏كرد."

شيخ عباس قمي در نگاه آيت‏اللّه‏ مرعشي نجفي

مرحوم آيت‏اللّه‏ مرعشي نجفي، در مورد شخصيت حاج شيخ عباس قمي و كتاب مفاتيح الجنان مي‏نويسد: علامه نقّاد، نويسنده كتاب‏هاي فراوان، عالم بلند مرتبه، راهنماي دانا در دانش حديث، مرحوم مَبرور، حاج شيخ عباس قمي، فرزند محمدرضا قمي، از بزرگانِ اساتيد ما، در فن روايت مي‏باشد. مفاتيح او را بهترين كتابي يافتم كه در باب ادعيه و زيارات و آداب و سنن و مناجات نوشته شده است.

شيخ عباس قمي در نگاه بزرگ تهراني
شيخ آقا بزرگ تهراني، هم درس و هم حجره مرحوم حاج شيخ عباس قمي، در مورد شخصيت ايشان مي‏فرمايد: رابطه من با شيخ حاج عباس قمي محكم‏تر از ديگران بود؛ زيرا ما دو نفر اتاق در يكي از مدارس نجف با هم زندگي مي‏كرديم. حتي دو سال بعد از فوت استادمان محدث نوري رحمه‏الله باهم بوديم و نزد ساير اساتيد درس مي‏خوانديم. من همان موقع به خوبي او را شناختم. انساني كامل و دانشمندي فاضل، آراسته به اخلاقي ستودني و صفاتي پسنديده بود. مدت‏ها به هم نشيني او انس گرفتم و جانم با جان او در آميخت... او پيوسته سرگرم كار بود، عشقي شديد به نوشتن و تأليف و بحث و تحقيق داشت. هيچ چيز او را از اين شوق و عشق منصرف نمي‏كرد و مانعي در اين راه نمي‏شناخت.

مرزبان ايمان و مبارزه با هجوم دشمنان‏
حضرت صادق عليه السلام مي‏فرمايد: عالمان پيرو ما، مرزبانان و سنگرداراني هستند كه مراقب هجوم لشگر شيطان بر مرزهاي ايمانند و آن‏ان را از تسلط بر مستضعفان فكري باز مي‏دارند. بدانيد! از پيوان ما كساني كه براي چنين مهمي بپا خيزند از كساني كه در روم براي گسترش اسلام جهاد مي‏كنند، هزار مرتبه برترند، چرا كه ايشان اينان از عقايد پيروان ما دفاع مي‏كنند و آنان از جسم آنان (1).

حاج شيخ عهباس قمي به حق يكي از مصاديق بارز عالمان دين باور مرزبان صديق ايمان بود چرا كه او در عصر خويش شاهد يكي از دورانهاي هجوم فرهنگي دشمنان دين، به قلب اسلام و روحانيت بود. براي همين در برابر حوادث و وقايع تلخ زمان خويش قد علم كرده و بعنوان يك روحاني راستين، خود را از نظر علمي و و فرهنگي آماده مقابله با توطيه‏هاي مخالفين نمود. او در عصر مشروطيت ار سويي قيام مردم مسلمان ايران به رهبري روحانيت آگاه، در مقابل سمتگريها و خونريزي‏هاي حاكمان ستمگر را مي‏ديد و از سوي ديگر فعاليت روشنفكران غربزده و اسلام ستيز را مشاهده مي‏كرد كه چگونه دين و فرهنگ معنويت را كم رنگ كرده و فرهنگ مبتذل غرب را به ملت بزرگوار ايران به ارمغان مي‏آورند.

در چنين شرايطي حاج شيخ عباس همچون يك عالم متعهد وارد صحنه شد و مانند يك طبيب دوره گرد روح و قلب مسلمين را شفا بخشيد او با نگارش كتاب جاويد"مفاتيح الجنان"و"منازل الاخره"مردم را به سوي دعا و معنويت دعوت كرد و با تأليف"فوايد الرضويه"و"تحفةالاحباب"و"الكني و الالقاب"و"هدية الاحباب"، بزرگان دين و دانشمندان وارسته شيعي را به جوانان مسلمان معرفي كرد. و به عنوان الگو به آنان مطرح نمود و شخصيت‏هاي كاذب غرب و شرق را نفي كرد. وي با تنظيم كتاب"منتهي الآمال"، شيعيان را با تاريخ چهارده معصوم عليه السلام آشنا كرده و مردم خودباخته و بيگانه از فرهنگ خودي را، با رهبران آسماني خويش پيوند داد. او همچنين با ترجمه"غايةالقصوي"جوانان مؤم‏ن را با درس احكام و دستورات شرعي مأنوس نمود، بالأخره محدث قمي مانند: ستاره‏اي تابناك در عصري تاريك درخشيد، عصري كه رژيم ضد خدايي رضاخان بر ملت ايران حاكم بود و تاريكي ستم و بي ديني و مبارزه با ارزش‏هاي الهي همه جا را فرا گرفته بود و ملت مسلمان ايران در گرداب فساد و بدبختي غوطه ور شده بودند، در حالي كه مبارزه با روحانيت و حوزه‏هاي علميه، ضديد با حجاب و عمامه و روضه خواني به عنوان يك ارزش ملي تلقي مي‏شد او كشتي نجات، از گداب هلاكت و فساد را به ملت مسلمان عرضه كرد يعني با تدوين كتاب ارزشمند"سفينة النجاة"، مسلمانان گرفتار دربند فرهنگ بي ديني و بي بند و باري را به ساحل نجات رهنمون شد آنان را با احاديث نوراني اهل بيت عليه السلام پيوند داد و به درياي نور متصل كرد و در يك كلام حاج شيخ عباس با تأليف كتاب‏هاي متعدد در موضوعات مورد نياز جامعه آن روز، توانست در مقابل هجوم فرهنگي دشمنان اسلام به ارزشهاي الهي و اسلامي، سدي پولادين بسازد و به جوانان و نسل جديد تفكرات و انديشه‏هاي ايمه اطهار عليه السلام سيراب نمايد و آنان را در برابر دين ستيزان، بيمه كند.

او علاوه بر اينكه در سنگر قلم از كيان تشيع سرسختانه دفع مي‏كرد و در اين مسير لحظه‏اي آرامش نداشت مجالس درس و سخنراني هايش نيز هدايت آفرين بود. وي با مسافرت هايش به شهرهاي قم و تهران و مشهد به سخنراني و موعظه مي‏پرداخت و در فراز منبر منكرات روز افزون جامعه را به مردم گوش زد مي‏كرد.

در همان زماني كه مقدسات اسلام مورد هجمه دشمنان قسم خورده اسلام قرار گرفته بود، آيت الله العظمي حاج شيخ عبدالكريم حايري، كانون انديشه شيعه را، با تأسيس حوزه علميه قم، بنيان نهاد و براي پربار نمودن بنيه فكري طلاب حوزه علميه، علما و بزرگان ديني را به آنها دعوت كرد. يكي از كساني كه به وجود او بيش از همه نياز داشت و به عنوان بازوي توانمند او محسوب مي‏شد حاج شيخ عباس قمي بود. وقتي از وي دعوت شد مرحم محدث با تمام عشق و علاقه به جواز ملكوتي امام رضا عليه السلام به دعوت آن بزرگوار لبيك گفته و در خلال اقامه در مشهد به عنوان همكار و همفكر مرحوم حايري را همراهي كرد سفرهاي محدث قمي در آن دوران به قم، بسياري ار طلاب را از شهرهاي ديگر مخصوصا شهرهاي مقدس مشهد و نجف به سوي قم روانه كرد (2).

شيخ آقا بزرگ تهراني مي‏فرمايد: هنگامي كه حاج شيخ عبدالكريم حايري مؤسس حوزه علميه وارد قم شد و علماي قم از حاج شيخ عبدالكريم درخواست كردند در آن شهر اقامت كند و سر و ساماني به حوزه علميه و آن مركز ديني بدهد، حاج شيخ عباس يكي از معاونان و ياوران او بود با اينكه آن موقع در مشهد زندگي مي‏كرد سهم زيادي در اين كار داشت و يكي از بزرگترين مروجين حاج شيخ عبدالكريم به شمار مي‏رفت و با دست و زبا ن او را تأييد مي‏كرد (3).

آثار و تأليفات‏

كوكب فروزان آسمان تشيع، افزون پر تلاش‏هاي گسترده و تبليغات دامنه دار سفرهاي بسيار براي ترويج و تبليغ در نشر معارف اهل بيت عليهم السلام، در عرصه كتاب نويسي و تأليف مانند ستاره‏اي مي‏درخشد. در سن چهل سالگي در حدود هفتاد جلد كتاب در موضوعات مختلف علمي و ادبي و تاريخي و مذهبي، تأليف و ترجمه كرد و به دانش دوستان و شيفتگان علم و فرهنگ و عاشقان اهل بيت عليهم السلام عرضه داشت. ما در اين نوشتار محدود به برخي از آنان اشاره مي‏كنيم و علاقه‏مندان را به كتاب‏هاي مفصل ارجاع مي‏دهيم. 1 -"سفينة البحار"كه به منزله فهرست و مختصر"بحار الانوار"است و به صورت حرف تهجي ترتيب يافته است. 2 -"منتهي الامال"3 - مفاتيح الجنان"كه بعد از قرآن شريف بيشترين تيراژ كتاب‏هاي چاپي دنياي شيعه را تشكيل مي‏دهد 4 -"الانوار البهيه"5 -"تتمه المنتهي"6 -"منازل الاخرة"7 -"الفوايد الرضويه"8 -"تحفةالاحباب"9 -"الكني و الالقاب"10 -"غاية القصوي"11 -"نزهة النواظر"12 -"چهل حديث"13 -"الفوايد الرجبيبه"14 -"بيت الاحزان و... (4)

و ساير كتاب‏هاي آن بزرگوار كه به بعضي از آنان قبلا اشاره شد، ناگفته نماند تعدادي از كتاب‏هاي ايشان به زبانهاي مختلف ترجمه شده است. علامه حاج آقا بزرگ تهراني يار صميم وي مي‏نويسد: او داراي آثار باارزشي است كه همگي دلالت بر مقام شامخ علمي و اطلاعات وسع ايشان دارد از كتابخانه محدث نوري استفاده فراوان برد. زيرا محتوي تعداد زيادي از ذخاير و نقاش بود كه بيشتر آن را كتب خطي تشكيل مي‏داد (5).

ميراث جاودان‏

امروز ميليونها زن و مرد با ايمان كتاب شريف"مفاتيح الجنان"را مي‏شناسند، اين اثر جاويدان زين بخش هر محفل و مجلس مذهبي و روحاني است. در هر فرصتي انسان‏هاي خداجو"مفاتيح"بدست، دست تضرع به درگاه حضرت حق برداشته و با دعاها، مناجاتها و تعقيبات و زيارت‏هاي مفاتيح با معبود خويش به راز و نياز مي‏پردازند. راستي اين چه عزت و عظمتي است كه مفاتيح در كنار قرآن و صحيفه سجاديه قرار مي‏گيرد و اين چه سري دارد كه پديد آورنده بزرگترين انقلاب عصر ما حضرت امام خميني (قدس سره) از تبعيدگاه تركيه به فرزندش مي‏نويسد:

"... كتاب مفاتيح، صحيفه سجاديه و... هم بفرستيد (6)"

و همين امام خميني در جواب كساني كه مي‏گفتند:

"اسلام فردا ديگر اسلام مفاتيح نيست اسلام قرآ ن‏است (7 و ما نياز به دعا و مفاتيح نداريم."

مي‏فرمود:"همين مفاتيح الجنان همين كتاب‏هاي ادعيه هستند اينها كمك انسانست در اينكه انسان را آدم كند."

و در جاي ديگر مي‏فرمايد:

"آنهايي كه ادعيه را مي‏خواهد كنار بگذراند و به اسم اين كه ما قرآن مي‏خوانيم نه دعا، آن‏ها قرآن را هم نمي‏توانند به صحنه بياورند... اگر قرآن هم مي‏خوانيد قرآن دارد از دعا تعريف مي‏كند مردم را ودار به دعا كنيد كه اعتنا به شما نداشتيم اگر دعا نمي‏كرديد (8)."(9)

حضرت آيةالله العظمي مرعشي نجفي در رابطه با مفاتيح مي‏فرمايد:

"مفاتيح بهترين كتابي است كه در باب دعاها و زيارتها و آداب و سنن و مناجات نوشته شده است... مؤلفش آن را از مدارك معتبر و اسناد مورد اعتماد گرد آورده است، به جانم سوگند كه همانا آن اثر جاويدي است كه در معابد و مشاهد مشرفه مورد استفاده همگان قرار مي‏گيرد چه مجموعه گرانبها و شريفي؟! چه كتاب ارزشمند و منظم و آراسته‏اي! عاشقان خدا به آن توجه دارند و كمنتر جايي است از خانه‏ها و مساجد و مشاهد شيعيان كه در آن نسخه‏اي از مفاتيح يافت نشود."

شاگردان‏
محدث قمي از مشايخ و اساتيد بسياري از علام و مراجع مي‏باشد به طوري كه در 50 سال اخير اكثر فقهاي شيعه از آن مرحوم اجازه روايت دريافت كرده‏اند كه از جمله انها مي‏توان از حضرت امام خميني (قدس سره) آيةالله ميلاني، آيةالله العظمي سيد شهاب الدين مرعشي نجفي و آيت‏الله سيد مرتضي مرعشي نجفي ياد نمود. محدث قمي در اجازه روايتي كه در سال 1350 ق به آيت الله العظمي مرعشي داده است وي را با القاب و عناوين زيبايي مورد خطاب قرار داده است (10).

رحلت شيخ عباس قمي
شيخ عباس قمي غروب روز 22 ذي الحجه سال 1359 ه. ق، حالش منقلب گرديد و پي در پي نام ايمه اطهار عليه‏السلام را بر زبان جاري مي‏ساخت. آن شب به علت كسالت فراوان نمازهايش را نشسته خواند و نيمه شب دعوت حق را لبيك گفت و در سن شصت و پنج سالگي به لقاءاللّه‏ پيوست. مرحوم آيت‏اللّه‏ سيدابوالحسن اصفهاني بر جنازه مطهرش نماز خواند و بعد از تشييعي باشكوه، توسط بزرگان و مراجع و عموم مردم، در صحن مطهر حضرت اميرالمؤمنين عليه‏السلام، كنار مرقد استادش محدث نوري، به خاك سپرده شد

1 - علماء شيعتنا مرابطون في الثغر الذي يلي ابليس و عفاريته... احتجاج طبرسي. چاپ بيروت.17 / 1
2 - حديث اخلاص، ص 58.
3 - طبقات اعلام الشسيعه، جزء اول - قسم سوم ص 998.
4 - فوايد الرضويه، 221 - 222.
5 - طبقات اعلام الشيعه جزء اول، قسم سوم ص 1000
6 - حوزه،.185 / 49
7 - با مخاطبهاي آشنا، ص 141، نوشته علي شريعتي.
8 - اشاره به آيه: قل ما يبعبا بكم ربي لو لا دعاكم"، فرقان 77.
9 - تفسير سوره حمد، امام خميني، 80 - 82.
10 - شهاب شريعت 108 - 178 - 186 و نور علم دوره 2، ش 2.
نويسنده: علي معروفي پايگاه حوزه نتسايت شيعه نيوز