رضايت يا عدم رضايت حضرت زهرا سلام الله عليها چه اهميتي دارد؟ آيا در صدر اسلام دو نفر نمي‌توانند با هم قهر باشند يا از هم ناراضي باشند در حالي كه هردو مسلمانند و هردو موجب هدايت‌اند؟
عقل سليم و قلبي كه حداقلي از وجدان را داشته باشد نمي‌تواند بپذيرد وقتي دامنه‌ي قهر و غضب يك فرد از فرد ديگر بسيار زياد است مي‌توان به هردوي آن‌ها اقتدا كرد. خصوصاً اين‌كه بر مقدم بودن ميان آن‌دو، بين مسلمانان بحث است.
يك گروه مي‌گويد: اصلاً بين آن‌ها قهر و غضبي نبوده. گروه ديگر مي‌گويد: قهر و غضب بوده اما به هر حال هردوي آن‌ها خوب‌اند و هردو راه راست و ستاره‌ي هدايت.
گروه سوم مي‌گويد: نمي‌توان گفت هردو راه هدايت‌اند چراكه دامنه‌ي قهر و غضب تا جايي كشيده شده است كه يك طرف دعوا وصيت مي‌كند شبانه غسل شود و شبانه دفن شود و رسماً اعلام مي‌كند هيچ‌گاه راضي نمي‌شوم.

تمام آن‌چه را كه گفته شد را به مطالب زير اضافه كنيد. مطالبي كه مورد تاييد اهل سنت نيز قرار گرفته است.

۱- حضرت زهرا سلام الله عليها هيچ‌گاه از خليفه‌ي اول و دوم راضي نشدند.(۱)
۲-رضايت حضرت زهرا ملاك رضايت خدا و رسول اوست.(۲)

منبع: وبلاگ من هم شيعه هستم

(۱)پس فاطمه عليهاالسلام به آنان گفت: «من خداوند، و فرشتگان او را شاهد مي گيرم كه شما دو نفر، مرا به خشم آورديد و مرا خشنود نساختيد و اگر پيغمبر صلي اللَّه عليه و آله را ملاقات كنم، از شما به او شكايت خواهم كرد». [الامامة والسياسة، ج 1، صص 14- 15؛ ر. ك: بحارالانوار، ج 36، ص 308؛ ج 71، ص 254؛ ج 43، صص 170- 171؛ دلايل الامامه، ص 45، عوالم العلوم، ج 1، صص 411، 465، 491- 499؛ كفايةالاثر، صص 64- 65؛ البرهان، ج 3، ص 65؛ علل الشرايع، ج 1، صص 186- 189؛ مرآةالعقول، ج 5، صص 322- 323؛ ضياءالعالمين، ج 2، ق 3، صص 85- 87؛ الجامع الصغير، ص 122؛ الرسايل الاعتقاديه، ص 448.] و هنگامي كه ابوبكر بواسطه اين سخن گريست، عمر او را توبيخ كرد و گفت: براي خشم زني اينگونه جزع مي كني... [ر. ك: عوالم العلوم، ج 11، ص 500؛ علل الشرايع، ج 1، ص 187؛ ضياءالعالمين، ج 2، ق 3، ص 87.]

(۲)عن علي رضي اللّه عنه قال: قال رسول اللّه صلي اللّه عليه وآله وسلم لفاطمة: «إنّ اللّه يغضب لغضبك، ويرضي لرضاك. هذا حديث صحيح الإسناد ولم يخرجاه.
المستدرك: 3/153، مجمع الزوايد: 9/203، الآحاد والمثاني للضحاك: 5/363، الذرية الطاهرة النبوية للدولابي: 119، المعجم الكبير للطبراني: 1/108، 22/401، نظم درر السمطين للزرندي الحنفي: 178، الكامل لعبداللّه بن عدي: 2/351، تاريخ مدينة دمشق: 3/156، أسد الغابة:5/522، ذيل تاريخ بغداد: 2/140، 2/141 ميزان الاعتدال:2/492، الإصابة: 8/265،266، تهذيب التهذيب: 21/392، سبل الهدي والرشاد للصالحي الشامي: 11/ 44.

عن المِسْوَر بن مَخْرَمَة أنّ رسول اللّه صلي اللّه عليه وسلم قال: «فاطمة بَضْعَة منّي فمن أغضبها أغضبني. صحيح البخاري 4/210، (ص 710، ح 3714)، كتاب فضايل الصحابة، ب 12 ـ باب مَنَاقِبُ قَرَابَةِ رَسُولِ اللَّهِ صلي الله عليه وسلم.

عن المسور بن مخرمة قال قال رسول اللّه صلي اللّه عليه وسلم: «إِنَّمَا فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّي يُؤْذِينِي مَا آذَاهَا. صحيح مسلم 7/141 ح 6202) كتاب فضايل الصحابة رضي الله تعالي عنهم، ب 15 ـباب فَضَايِلِ فَاطِمَةَ بِنْتِ النَّبِيِّ عَلَيْهَا الصَّلاَةُ وَالسَّلاَمُ.