شنبه ماهي نگير

اين دستور خدا بود. براي خدا فرقي نمي كرد كه كسي عمل كند يا نكند. ظاهراً منطقي و عقلي هم نبود. وقتي خدا فرموده است كاري را نكنيد نبايد كرد.
امتحان و آزمايش يعني همين. يعني امري بر تو وارد مي شود كه نه به مذاقت خوش مي آيد و نه دليلش به عقلت قد مي دهد.

خدا به بني اسراييل فرمود:
شنبه ماهي نگيريد.

اما از آن جا كه آن ها بني اسراييل بودند -دقيقاً مثل ما-
و قسم خورده بودند هرچه خدا گفت عمل نكنند -دقيقاً مثل ما-
حيله ها به كار بستند -دقيقاً مثل ما-
توجيه پشت توجيه آوردند -دقيقاً مثل ما-
و گفتند چون ما خودمان عقل داريم-دقيقاً مثل ما-
بنابر اين روز شنبه بيشتر از هر روز ديگري ماهي گرفتند.

دقيقاً مثل ما!!

لازم به ذكر است خداوند آنان را به بوزينه مبدل ساخت، مگر آنان را كه مطيع امر خدا بودند

وَ سْيَلْهُمْ عَنِ الْقَرْيَةِ الَّتي‏ كانَتْ حاضِرَةَ الْبَحْرِ إِذْ يَعْدُونَ فِي السَّبْتِ إِذْ تَأْتيهِمْ حيتانُهُمْ يَوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعاً وَ يَوْمَ لا يَسْبِتُونَ لا تَأْتيهِمْ كَذلِكَ نَبْلُوهُمْ بِما كانُوا يَفْسُقُون‏

و از آنها درباره (سرگذشت) شهري كه در ساحل دريا بود بپرس! زماني كه آنها در روزهاي شنبه، تجاوز (و نافرماني) خدا مي‏كردند همان هنگام كه ماهيانشان، روز شنبه (بر سطح آب) آشكار مي‏شدند امّا در غير روز شنبه، به سراغ آنها نمي‏آمدند اين چنين آنها را به چيزي آزمايش كرديم كه نافرماني مي‏كردند!
(الاعراف 163)

فطرت