... و آنها گفتند: سليمان خردسال است.
(به مناسبت بيست و پنج رمضان – ولادت حضرت سليمان عليه السلام)

عده‏اي در مورد امامت ‏حضرت جواد(ع) در خردسالي، از حضرت رضا (ع) سؤال كردند، آن حضرت به آنها كه به قرآن معتقد بودند، ماجراي نبوت حضرت عيسي (ع) را در خردسالي به عنوان شاهد ذكر كرد، در اين مورد دو روايت را از فرهنگ روايي شيعه ذكر مي‏كنيم:

1- صفوان بن يحيي مي‏گويد: به حضرت رضا (ع) عرض كردم، قبل از تولد حضرت جواد(ع(در مورد جانشين شما مي‏پرسيديم، مي‏فرموديد خداوند پسري را به من عنايت مي‏كند. اكنون خداوند حضرت جواد(ع) را به شما داده است، و چشم‏هاي ما را به وجود او روشن نموده است، خداوند آن روز را كه شما از دنيا برويد براي ما نياورد، ولي اگر حادثه‏اي رخ داد، به چه كسي رجوع كنيم؟ (امام بعد از شما كيست؟) حضرت رضا (ع) به پسرش حضرت جواد (ع) كه در مقابلش ايستاده بود اشاره كرد و فرمود: « به او مراجعه كنيد ».
عرض كردم"فدايت گردم، اين پسر سه سال دارد.فرمود: « و ما يضره من ذلك، فقد قام عيسي بالحجة و هو ابن ثلاث سنين؛ چه مانعي دارد! عيسي سه ساله بود كه به حجت قيام كرد (و نبوت خود را آشكار نمود)».
2- خيراني مي‏گويد: پدرم گفت در خراسان، در محضر حضرت رضا (ع) بودم، شخصي از آن حضرت پرسيد: «اگر براي شما پيشامدي رخ داد، پس از شما امام مردم كيست؟» امام رضا)ع) در پاسخ فرمود: « پسرم ابوجعفر(حضرت جواد) است‏.» گويي پرسش كننده از شنيدن اين پاسخ - از اين رو كه حضرت جواد (ع) كودك بود و حدود هفت ‏سال داشت - قانع نشد، حضرت رضا (ع) به او فرمود: « خداوند حضرت عيسي (ع) را در كمتر از سن ابوجعفر(حضرت جواد) به عنوان پيامبر شريعت تازه‏اي برگزيد. (1) بنابراين، چه مانعي دارد كه همان خدا ابوجعفر را در خردسالي به امامت ‏برساند؟» توضيح اين كه: در آيه 30 سوره مريم به اين مطلب تصريح شده كه حضرت عيسي (ع) در گهواره با بيان گويا چنين گفت: «اني عبدالله آتاني الكتاب و جعلني نبيا؛ من بنده خدايم، او كتاب آسماني به من عنايت فرموده و مرا پيامبر قرار داده است ».
بنابراين، وقتي حضرت عيسي در گهواره براي ابلاغ شريعت تازه به مقام پيامبري برسد، چه اشكالي دارد كه به اراده خداوند، حضرت جواد(ع) در هفت ‏سالگي، به مقام رهبري، آن هم در مورد شريعت پيامبراسلام (ص) كه بيش از دو قرن از آغاز آن با داشتن چندين رهبر مي‏گذرد، برسد.
مساله امامت‏ حضرت جواد (ع) در خردسالي، در عصر امامت ‏خود ايشان نيز مطرح بود، حتي اين مساله را از خود آن حضرت مي‏پرسيدند. گفته‏اند شخصي همين سؤال را به صورت اعتراض از آن حضرت پرسيد، او در پاسخ فرمود: خداوند به داود (ع) وحي كرد تا پسرش سليمان را كه در آن وقت كودك و چوپان بود، جانشين خود سازد؛ دانشمندان و عابدان بني‏اسراييل، آن را نپذيرفتند و گفتند سليمان خردسال است. خداوند با نشان دادن اعجازي، شايستگي سليمان را آشكار ساخت، و همين امر موجب شد كه عالمان و عابدان بني‏اسراييل نزد داود (ع) آمدند، و جانشيني سليمان را پذيرفتند. ((2))
در موردي ديگر، امام جواد (ع) در پاسخ اعتراض‏ كنندگان، اين آيه را خواند: « قل هذه سبيلي ادعوا الي الله علي بصيرة انا و من اتبعني؛ بگو اين راه من است كه من و پيروانم با بصيرت كامل همه مردم را به سوي خدا دعوت مي‏كنم‏.» (يوسف / (108)
آن گاه امام جواد (ع) فرمود:« سوگند به خدا در آغاز بعثت، جز علي (ع) از پيامبر(ص) پيروي نكرد، با اين كه او در آن وقت نه سال داشت، من نيز اكنون نه سال دارم‏.» ((3))

استدلال امام جواد (ع) به ايمان آوردن حضرت علي (ع) در نه سالگي بر اين اساس است كه حضرت علي (ع) در اين سن و سال، پيرو كامل پيامبر(ص) بود، و شايستگي كسب ايمان كامل را پيدا كرد؛ با توجه به اين كه بر اساس روايات شيعه و اهل‏ تسنن، پيامبر(ص(در آغاز بعثت، در مجلسي كه خويشانش را دعوت كرده بود، و در ميان آنها تنها علي (ع(ايمان خود را آشكار ساخت، پيامبر(ص) در همان مجلس علي (ع) را جانشين خود معرفي نمود. (4) همه اين گفتار در مورد امامت ‏حضرت مهدي (عج) در پنج‏ سالگي نيز مطرح است، بلكه امامت ‏حضرت جواد (ع) در هفت‏ سالگي، و حضرت هادي در نه سالگي، مقدمه‏اي براي پذيرش امامت‏ حضرت مهدي (عج) در پنج ‏سالگي بود، تا يك نوع آمادگي به وجود آيد و مردم امامت ‏حضرت مهدي (عج) در خرد سالگي را بپذيرند. ](*)

1- محمد بن يعقوب كليني، اصول كافي، ج‏1، ص‏322.
2- اقتباس از همان، ص‏383.
3- محمد بن يعقوب كليني، اصول كافي، ج‏1، ص‏384.
4- قاضي نورالله شوشتري، احقاق الحق، ج‏4، ص‏62 (به نقل از مدارك متعدد اهل تسنن).

(*): منبع: قسمتي از مقاله"بررسي امامت ‏حضرت مهدي(عج)در خردسالي" در سايت تبيان

سايت تبيان