قرآن فقط ولايت تشريعي، آن هم فقط روي زمين را ذكر ميكند، پس چرا شيعه براي ايمه ولايت تكويني در همه ي زمان ها وهمه ي عوالم قايل است؟


توضيح: خداوند در آيه ي 55 سوره ي نور مي فرمايد: « وعد الله الذين آمنوا منكم و عملوا الصالحات ليستخلفنهم في الارض كما استخلف الذين من قبلهم وليمكنن لهم دينهم الذي ارتضي لهم.» اين آيه صريحا چند چيزرا بيان كرده: اول آن كه خلافت ايمه مانند خلافت گذشتگان است. يعني همان طور كه خلافت ساير انبيا و اوصيا براي زمامداري و نشر احكام بوده خلافت ايمه نيز چنين است. پس خلافت ايشان تشريعي است نه تكويني. دوم آن كه خدا ايشان را براي نشر دين تمكن خواهد داد و فعلا تمكن ندارند. سوم آن كه خلافت ايشان در زمين است نه در تمام عالم. بنابراين ادعاي شيعه در خصوص ولايت تكويني ايشان و خصوصيات آن با صريح آيه ي قرآن منافات دارد.

پاسخ 1- مراد آيه ازكساني كه قبل از اين در زمين خلافت يافته اند, معلوم نيست.
1-1- ظاهر آيه عام است و اختصاص به انبيا و اوصيا ندارد.
2-1- در هيچ روايتي از روايات وارده در تفسير اين آيه اسمي از انبيا نيست. روايتي هم كه در تفسير صافي و نور الثقلين ذكر شده فقط اوصيا را گفته است. اشكال كننده كلمه ي انبيا را از پيش خود اضافه كرده است تا ولايت وخلافت ايمه را به ولايت تشريعي انبيا قرين كند.

پاسخ 2- اگر مراد آيه را انبيايي بدانيم كه قبلا خلافت يافته اند, منظور آيه خلافت ظاهري آن هاست. اگر برفرض انبيا داخل در آيه باشند, مراد انبيايي هستند كه خلافت ظاهري داشته اند مانند هارون خليفه ي حضرت موسي و داود و سليمان عليهم السلام.به عبارت ديگر ولايت تشريعي انبيا مد نظر نيست.

پاسخ 3- آيه فقط اصل خلافت را مانند خلافت گذشتگان دانسته است و دامنه ي خلافت ايمه ي معصومين و كيفيت و درجات آن را بيان نكرده است. تشبيه خلافت ايمه به خلافت اوصياي پيغمبران گذشته از جهت اصل خلافت صحيح است.يعني همان طور كه گذشتگان را خلافت داد ايمه را نيز خلافت ظاهريه خواهد داد.آيه, متكفل بيان مقدار,كيفيت و درجات خلافت نيست. ولذا تشبيه آن به خلافت اوصيا از جهت كيفيت و درجات خلافت صحيح نيست. چگونه مي شود خلافت ايمه از هرجهت مانند خلافت اوصياي پيغمبران گذشته باشد و حال آن كه به ايمه ي هدي عليهم السلام ملك عظيم داده شده و به ديگران داده نشده است. و علم و قدرت آصف وصي سليمان و ديگران نسبت به علم و قدرت ايمه ي هدي مانند قطره نسبت به درياست. اين آيه مثل تشبيه رسالت حضرت رسول به رسالت حضرت موسي در آيه ي شريفه ي ديگري است كه در آن اصل رسالت مقصود است نه كيفيت, درجات و حدود رسالت.

پاسخ 4- محقق شدن خلافت در آينده منافاتي با حاصل بودن ولايت تكويني و تشريعي در همه ي ادوار ندارد. آنچه در اين آيه براي آينده وعده داده شده است رسيدن به حكومت ظاهري در دنيا و بسط يد در اجراي احكام الاهي و مواردي از اين قبيل است و زمان ظاهر شدن اين خلافت حقيه ي الاهيه و تمكن آنان در زمين هنوزنيامده و آن سلطنت, ولايت, خلافت و امارت هنوز ظاهر نشده است و بعد از ظهور حضرت ولي عصر عليه السلام كه ايمه به دنيا رجعت مي نمايند ظاهر خواهد شد..(چنان كه صريح روايات وارده در تفسير اين آيه ي شريفه است) و همچنين است در مورد ادامه ي آيه ي شريفه – كه اين نويسنده ذكر نكرده – و آن تبديل خوف آنان به امنيت است كه هنوز نشده و در زمان ظهور و رجعت خواهد شد و روشن است كه اين با حاصل بودن مقام خليفه اللاهي به در زمين خواهند شد.)معناي ولايت تكويني و تشريعي براي پيغمبر و ايمه در همه ي ادوار -كه ادله ي بي شماري از قرآن و حديث آن را اثبات مي كند - منافاتي ندارد.

پاسخ 5- وسعت خلافت ايمه منحصر در زمين نيست.
1-5- اثبات چيزي چيز ديگري را نفي نمي كند.
2-5- وسعت اين خلافت منحصر به زمين نيست.ذكر زمين در اين آيه ي كريمه شايد از اين جهت باشد كه خلافت پيشينيان ويا عدم تمكن ايمه و ترس آنان از دشمنان در روي زمين بوده و چون در غير زمين مخالفي ندارند غير اهل زمين در موضوع آيه ي كريمه دخيل نيست.
3-5- سياق آيه ي شريفه ناظر به اهل زمين است كه به آنان بشارت داده كه عاقبت خلافت ظاهري حقه ي الاهيه براي مؤمنين است (و اين مؤمنين كه خليفه ي در زمين مي شوند ايمه ي هدي مي باشند كه با امنيت كامل متمكن

سايت فطرت