درباره تاريخ شكل گيري مذهب شيعه نكاتي مطرح است كه به مناسبت سالروز ميلاد فرخنده مولي الموحدين اميرالمؤمنين علي (عليه السلام) اين موضوع را با استناد به نكات مركز مطالعات و پاسخ‌گويي به شبهات حوزه علميه قم بررسي مي‌كنيم.

* نظرات متفاوت درباره تاريخ ايجاد تشيع

در مورد آغاز تشيع اظهارنظرهاي متفاوتي شده و به طور كلي مي‌‎توان اين نظرات را چنين بيان كرد:

نويسندگان و محققاني كه قايل‌‎اند كه تشيع بعد از رحلت پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ ايجاد شده است و اينان نيز به چند دسته تقسيم مي‌‎شوند:

نخست آن عده كه قايل‌‎اند تشيع در روز سقيفه پديد آمده همان روزي كه جمعي از بزرگان صحابه به صراحت گفتند: علي ـ عليه‌السّلام ـ اولي به امامت و خلافت است.[1]

دسته دوم پيدايش شيعه را مربوط به اواخر خلافت عثمان مي‌‎دانند و انتشار آراء عبدالله بن سباء را در اين زمان به شروع تشيع ربط مي‌‎دهند.[2]

گروه سومي نيز معقدند كه شيعه در روز فتنة الدار (يعني روز قتل خليفه سوم) به وجود آمده است.

بعد از اين پيروان علي ـ عليه‌السّلام ـ كه همان شيعيان بودند در مقابل خونخواهان عثمان و به اصطلاح عثمانيان قرار گرفتند چنان‎كه ابن نديم مي‌‎نويسد: وقتي كه طلحه و زبير با علي ـ رضي الله عنه ـ مخالفت كردند و جز به خونخواهي عثمان به چيز ديگري قانع نشدند و علي نيز خواست با آن‎‌ها بجنگد تا سر به فرمان حق نهند آن روز كساني را كه از او پيروي كردند به نام شيعه خواندند و او خود نيز به آن‎‌ها مي‎‌گفت: شيعيان من.[3]

ابن عبد ربه اندلسي مي‌‎گويد: «شيعيان كساني هستند كه علي را بر عثمان تفضيل دادند».[4]

دسته چهارم معتقدند كه تشيع بعد از حكميت تا شهادت علي ـ عليه‌السّلام ـ به وجود آمده است.[5]

دسته پنجمي نيز آغاز تشيع را به واقعه كربلا و شهادت امام حسين ـ عليه‌السّلام ـ ربط مي‎‌دهند.[6]

* تشيع ريشه در عصر رسول خدا (صلي الله عليه وآله) دارد

در مقابل اين‌‌‎ نظرات غير قابل دفاع محقّقاني قرار دارند كه معتقدند: تشيع ريشه در عصر رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ دارد.

از ميان دانشمندان شيعه مرحوم كاشف الغطا[7] شيخ محمدحسين مظفر[8] حسين زين عاملي[9] و از ميان علماي اهل سنت «محمد كردعلي» است كه مي‎‌گويد: عده‎‌اي از صحابه در عصر پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ معروف به شيعه علي بودند. [10]

با توجه به نظراتي مذكور مي‎‌توان گفت: ايام سقيفه اواخر خلافت عثمان جنگ جمل حكميت و واقعه كربلا مقاطعي هستند كه حوادثي در آن‎‌ها واقع شده كه بر تاريخ تشيع تأثير گذاشته‌‎اند علاوه بر اين‌‎كه وجود شخصي چون عبدالله بن سباء مورد ترديد است امّا اين‌‎كه تشيع در اين مقاطع ايجاد شده باشد صحيح به نظر نمي‎‌رسد زيرا اگر احاديث نبوي را مورد بررسي قرار دهيم خواهيم ديد كه نام شيعه پيش از همه توسط رسول خدا محمد مصطفي ـ صلّي الله عليه و آله ـ در احاديث متعددي بر دوستداران علي ـ عليه‌السّلام ـ اطلاق شده است كه به تعدادي از آن‎‌ها اشاره مي‎‌كنيم كه همه در منابع اهل سنت نقل شده است.

مسعودي نوشته است: عباس بن عبدالمطلب مي‎‌گويد: «روزي نزد رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ بوديم ناگهان علي‌بن ابي‌طالب وارد شد همين كه چشم پيامبر به علي افتاد چهره‌‎اش شكفته شد. عرض كردم: يا رسول‎الله شما به خاطر ديدن اين پسر چهره‎‌تان باز شد!‌ فرمود: عمو!‌ بخدا سوگند كه خداوند بيش از من او را دوست دارد هيچ پيامبري نيست مگر اين‌‎كه اولادش از صلب خود اوست امّا اولاد من پس از من از نسل علي هستند وقتي كه روز قيامت شود مردم را به نام خود و نام مادرشان بخوانند ـ به خاطر اين‎‌كه خداوند پرده‎‌پوشي كند ـ جز علي و شيعيانش كه آنان را به نام خود و نام پدرانشان صدا زنند». [11]

پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ به علي ـ عليه‌السّلام ـ فرمود: «خدا گناهان شيعيان و دوستداران شيعيان تو را بخشيده است». [12]

باز پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمود: «تو و شيعيانت در حوض كوثر بر من وارد مي‌‎شويد از آن سيراب شده و صورتتان مفيد است و دشمنان تو تشنه و در غل و زنجير بر من وارد مي‌‎شوند».

پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ در ضمن حديث طولاني درباره فضايل علي ـ عليه‌السّلام ـ به دخترش فاطمه ـ سلام الله عليها ـ مي‎‌فرمايد: «يا فاطمه!‌ علي و شيعيان او رستگاران فردا هستند».[13]

هم‌‎چنين رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمود: «يا علي!‌ خدا گناهان تو خاندانت و شيعيان و دوستداران شيعيانت را بخشيده است...».[14]

باز رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمود: «يا علي! آن‌‎گاه كه روز قيامت شود من به خدا تمسّك مي‎‌كنم و تو به دامن من چنگ مي‎‎‌زني و فرزندانت دامن تو را مي‌‎گيرند و حتّي رواياتي از رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ در خصوص بعضي از شيعيان وارد شده و جالب اين‌‎كه از زبان مخالفان شيعه نقل گشته است!‌ مثل روايتي كه عايشه درباره حجر بن عدي نقل كرده است آن‎‌گاه كه معاويه بعد از قتل حجر و يارانش حج گزارد و به مدينه آمد عايشه به او گفت: «معاويه! هنگامي كه حجر و يارانش را مي‎‌كشتي حلمت كجا رفته بود آگاه باش از رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ شنيدم كه فرمود: جماعتي در محلي به نام «مرج عذراء» كشته مي‌‎شوند كه اهل آسمان‎‌ها به خاطر قتل آنان خشمگين مي‎‌گردند.» [15]

چون اين احاديث قابل انكار نيستند و محدثان بزرگ اهل سنّت نقل كرده‌‎اند بعضي از نويسندگان اهل سنّت دست به تأويل ناروايي از آن‌ها زده‌‎اند

ابن ابي الحديد مي‌‎گويد: «منظور از شيعه كه در روايات متعدد وعده بهشت به آنان داده شده است كساني هستند كه قايل به افضليت و برتري علي ـ عليه‌السّلام ـ بر تمام خلق هستند بدين لحاظ عالمان معتزلي ما در تصانيف و كتاب‎‌هايشان نوشته‌‎اند: در حقيقت ما شيعه هستيم و اين حرف اقرب به سلامت و اشبه به حق است». [16]

ابن حجر هيثمي نيز در كتاب «الصواعق المحرقه في الرد علي اهل البدع و الزندقه» ـ كه كتابي در رد اعتقادات و مباني شيعه است ـ هنگام نقل اين احاديث گفته: «منظور از شيعه در اين احاديث شيعيان نيستند. بلكه منظور خاندان و دوستداران علي هستند كه مبتلا به بدعت سبّ اصحاب نشوند». [17]

مرحوم علامه مظفر هم در جواب او مي‎‌گويد: «عجيب است كه ابن حجر گمان كرده مراد از شيعه در اين‌‎جا اهل سنّت هستند! و من نمي‌‎دانم اين به جهت مترادف بودن دو لفظ شيعه و سنّي است يا به جهت اين‎‌كه اين دو فرقه يكي هستند و يا اهل سنت بيشتر از شيعيان از خاندان پيامبر پيروي كرده و آنان را دوست مي‎‌دارند» [18]

مرحوم علامه كاشف الغطاء نيز مي‎‌گويد: با نسبت دادن لفظ شيعه به علي ـ عليه‌السّلام ـ مي‎توان مراد را فهميد زيرا غير از اين صنف شيعه ديگران هستند. [19]

ظهور معناي شيعه در احاديث و سخنان پيامبر آشكار و روشن است لذا ظهور شيعه به عصر پيامبر بر مي‌گردد و اين كه برخي خواسته‌اند اين معنا را تحريف كنند به خاطر اين بوده است كه از حقيقت فرار كنند اينان در واقع خود را فريب داده‌اند به خصوص با توجه به اين‌‎كه مصداق شيعه در همان عصر پيامبر مشخص بوده است و عده‎‌اي از اصحاب پيامبر در اين زمان مشهور به «شيعه علي» بودند. [20]

پس طبق احاديث موجود نام شيعه پيش از همه توسط رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ بر دوستداران علي ـ عليه‌السّلام ـ اطلاق شده است و حوادث ديگري مانند سقيفه جنگ جمل حكميت و واقعه كربلا بر تاريخ تشيع تأثير گذاشتند.

*تشيع ادامه راه نبوت و ولايت رسول الله (صلي الله عليه وآله) است

نكته مهم ديگر در اين‌باره اين است كه شيعه در ادامه مسير نبوت و ولايت رسول گرامي به ولايت علي عليه‌السلام معتقد است و امام علي (عليه السلام) را جانشين بلا فصل رسول گرامي صلي الله عليه و آله در امور دين و دنيا مي‌داند. لذا مي‌شود گفت طبق ادله‌اي كه شيعه براي ولايت و وصايت علي (عليه السلام) بعد از رحلت پيامبر اكرم (صلي الله عليه وآله) دارد مانند برخي از آيات قرآن كريم و حديث ثقلين غدير خم و... تشيع فرقه‌اي نيست كه بعد از پيامبر اكرم (صلي الله عليه وآله) ايجاد شده باشد بلكه اعتقاد به ادامه راه پيامبر (صلي الله عليه وآله) توسط علي و فرزندان اوست كه توسط پيامبر اكرم (صلي الله عليه وآله) در ايام پر بركت ايشان توصيه و سفارش شده است و در مقابل كساني كه ولايت و وصايت بلا فصل علي (عليه السلام) را قبول نكردند و اين راه را ادامه ندادند غير شيعه محسوب مي‌‌شوند.

منابع

[1]. يعقوبي گفته: تعدادي از بزرگان صحابه از بيعت با ابوبكر امتناع كردند و گفتند: علي ـ عليه‌السّلام ـ اولي به خلافت است. (تاريخ يعقوبي منشورات الشريف الرضا قم 1414 هـ ق ج 2 ص 124.)

[2]. مختار الليثي الدكتورة سميرة جهاد الشيعه بيروت دار جبل 1396 هـ ق ص 25.

[3]. زين عاملي محمد حسين شيعه در تاريخ ترجمه محمدرضا عطايي انتشارات آستان قدس چاپ دوم 1375 هـ ش ص 33 و 34 به نقل از الفهرست ابن نديم ص 249.

[4]. ابن عبد ربه اندلسي احمد بن محمد العقد الفريد بيروت داراحياء التراث العربي 1409 هـ ج 2 ص 230.

[5]. البغدادي ابومنصور عبدالقادر بن طاهر بن محمد الفرق بين الفرق قاهره 1367 هـ ص 134.

[6]. مختار الليثي الدكتور سميره همان كتاب ص 35 به نقل از برنارد لويس: اصول الاسماعيليه ص 86.

[7]. دفاع از حقانيت شيعه ترجمه غلامحسين محرّمي مؤمنين چاپ اول 1378 ص 48.

[8]. تاريخ منشورات مكتبة بصيرتي بي‎تا ص 4.

[9]. شيعه در تاريخ ترجمه محمدرضا عطايي انتشارات آستان قدس رضوي ص 34.

[10]. مظفر محمدحسين تاريخ شيعه مكتبة بصيرتي بي‎تا ص 9 به نقل از خطط الشام ج 5 ص 251 ـ 256.

[11]. زين عاملي محمد حسين همان مأخذ ص 42 به نقل از مروج الذهب ج 2 ص 51.

[12]. ابن حجر الهيثمي المكي: الصواعق المحرقه مكتبة قاهره چاپ دوم 1385 ص 232.

[13]. اخطب خوارزم: المناقب للخوارزمي منشورات المكتبة الحيدرية نجف 1385 هـ ص 206.

[14]. همان مأخذ ص 209.

[15]. ابن واضح تاريخ يعقوبي منشورات الشريف الرضي 1414 هـ ج 2 ص 231.

[16]. ابن ابي الحديد شرح نهچ البلاغه بيروت داراحياء التراث العربي ج 20 ص 226.

[17]. هيثمي مكي ابن حجر: الصواعق المحرقه مكتبة قاهره 1385 هـ ص 232.

[18]. مظفر محمدحسين تاريخ الشيعه منشورات مكتبة بصيرتي بيتا ص 5.

[19]. دفاع از حقانيت از شيعه ترجمه غلامحسن محرّمي مومنين چاپ اول 1378 ص 48 و 49.

[20]. سعد بن عبدالله اشعري اين باره مي‎گويد: نخستين فرقه شيعه است.
شيعه نيوز