طرح سؤال:
شيعيان ادّعا مي كنند كه معاويه -رضي الله عنه- كافر و مرتد بوده است!، اما آنها با چنين ادّعايي در واقع به علي و فرزندش الحسن –رضي الله عنهما- توهين مي كنند، چون علي وقتي در برابر معاويه شكست خورد يعني اينكه مرتدان او را شكست داده اند، و حسن وقتي امر زمامداري مسلمين را به معاويه سپرد پس او امر خلافت را به مرتدان سپرده است؛ و مي بينيم كه خالد بن الوليد در زمان ابوبكر با مرتدان جنگيد و آنها را شكست داد، پس خداوند خالد را در برابر مرتدان بيش از علي ياري كرده است! و حال آن كه خداوند بر هيچ كس ستم نمي كند، و لشكريان ابوبكر و عمر و عثمان و نماينده هايشان در برابر كفار پيروز مي شدند، در حالي كه علي توان مقاومت را در برابر مرتدان نداشت!...
اما علي وقتي نتوانست معاويه را از ورود به قلمرو و شهرهايش جلوگيري كند او را به صلح فرا خواند و از او خواست كه هر يك بر آنچه هست باشد، اگر آنگونه كه شيعه مي گويند ياران علي مؤمن بوده اند، و آنها مرتد بوده اند بايد ياران علي برتر قرار مي گرفتند و اين خلاف واقعيت است.

پاسخ كوتاه:
1-پيروزي دليل حقانيت نيست.
2-صلح نشانه ي برادري نيست.(مثلاً:صلح حديبيه بين مسلمين بود و كفار)
3-امامان شيعه حكومت را به معاويه نسپردند بلكه اين معاويه بود كه با نيرنگ مردم را فريب داد.
پاسخ تفصيلي:
پيروزي و شكست قومي در هيچ مسلكي دليل بر حقانيت يا عدم حقانيت نيست و از نظر عقلي و نقلي اثبات شده است.
نمونه هايي از شكست گروه مسلمان، جنگ احد مي باشد كه مسلمانان در جنگ شكست خورده و بزرگاني از آنان چون حضرت حمزه عليه السلام به شهادت رسيدند و دندان مبارك پيامبر (ص) نيز در اين جنگ شكست. پس نمي توان پيروزي كفار و مشركين را در اين جنگ نشان حقانيت آنان دانست!
علاوه بر اينكه حضرت علي(ع) ‌و امام حسن(ع)‌ حكومت را به معاويه نسپردند بلكه اين معاويه بود كه با جمع كردن افرادي در اطراف خود و تجهيز آنان، عَلَم مخالفت را در برابر خليفه رسول خدا(ص) ‌برافراشت و با خدعه و نيرنگ و تطميع مردم آنان را در برابر آن بزرگواران شوراند و آم دو بزرگوار تا آنجا كه مردم ياري شان نمودند،‌ مبارزه نمودند.
همچنين در جريان صلح حديبيه كه پيامبر اكرم (ص)‌ با مشركين مكه پيمان صلح امضا نمود دليل بر سپردن حكومت مكه به مشركين مكه نبود و برتري داشتن مشركين نسبت به مسلمانان نيز هيچ دليلي بر عدم نصرت خداوند و حقانيت گروه مشركين نيست.

فطرت